فارسی English 1397/06/31
اگر رویایی در سر داری به دنیا بیاورش و آن را زندگی بخش.
HyperLink
HyperLink
HyperLink
HyperLink
HyperLink
HyperLink
HyperLink
HyperLink
HyperLink
HyperLink
 
تازه های ترویج
پیوند ها

ورود به بخش کنترل پنل

مرکز روزانه رنگین کمان سپید با نگاه سلامت محور ، درصدد فراهم آوردن محیطی شاد و پویا می باشد.

بودن با گروه همسالان و پرداختن به فعالیت های مورد علاقه ی گروه ، توانمند شدن افراد و در نتیجه ایجاد حس رضایت از خود، مواردی است که در کلیه ی فعالیت های مرکز در نظر گرقته شده است.

فعالیت ها و کلاس های مرکز شامل : قرآن، یوگا، زبان، کامپیوتر، نقاشی، ادبیات، سوادآموزی، عکاسی، کلاس های تلقیقی یوگا زبان و غیره می باشد.

اجرای کارگاه "با هم"(مادر بزرگ و نوه)

صبح روز کارگاه های "با هم" روح متفاوتی در فضای مرکز رنگین کمان سپید دمیده می شود! و چشم مادربزرگ ها برق خاصی می زند زمانی که دست در دست نوه ی کوچکشان قدم به مرکز می گذارند.

این بار کارگاه "با هم" رنگین کمان سپید به صورت مشترک با پیش دبستانی ریحانه برگزار گردید و خلاقیت و توانمندی دو تن از مربیان "ریحانه " در کنار توانمندیهای مربیان رنگین کمان سپید قرار گرفت و "باهم" ی جدید شکل داد.

سنت کارگاه های "با هم" بر این است که در فضای باز تشکیل می شوند و طبیعت نقش پررنگی در برنامه های آن دارد.

مادربزرگ ها و نوه ها در میان درختان پارک با صدای آب و سبزی چمن ها همراه شدند و حرکات ورزشی دونفره انجام دادند.

مادربزرگ ها درخت شدند و نوه ها از شاخه های آنها بالا رفتند!

هر دو، دل به متل ترانه ها سپردند و هم آوای این ترانه های خود جوش شدند.

دو نفری در فضای پارک به جستجو پرداختند و همراه هم  پر، سنگ، برگ یا  پوسته ای جالب یافتند و یافته هایشان را در قابی از شاخه ها بافتند.

 

 

هیجان و تحرک بازی"گنجشک بی لانه" را تجربه کردند و در حلقه ی گروهی مادربزرگ ها و نوه ها، از انرژی وجودی یکدیگر سیراب شدند. 

 

کارگاه مادربزرگ و نوه -

انجمن خانه و مدرسه

اولین انجمن "خانه و موسسه "با حضور همسران و فرزندان اعضا کلاس یوگا در سالن موسسه تشکیل شد

این جلسه با بیان اهداف موسسه و نیز مختصری درباره اهمیت اطلاع داشتن از خصوصیات و شرایط دوران میانسالی و سالمندی برای خانواده ها و اطرافیان افراد سالمند، توسط خانم هرندی زاده مدیر مرکز شروع شد و سپس خانم بیضایی مدیر گروه یوگا درباره اهمیت و لزوم داشتن تحرک و ورزش به ویژه در این دوران توضیح دادند .

همراهان در فرصت باقیمانده ضمن بیان تغییرات و تاثیرات انجام حرکات اصلاحی و کلا حضور در مرکز پیشنهادات و نکاتی برای پیشبرد اهداف در مرکز بیان نمودند .

شرکت مرکز رنگین کمان سپید در مراسم پنجاه و دومین سالگرد تاسیس شورای کتاب کودک

چهارشنبه 6 اسفند ماه، 4 نفر از مدیران و پرسنل رنگین کمان سپید پیرو دعوت نامه شورای کتاب کودک جهت شرکت در مراسم پنجاه و دومین سالگرد تاسیس شورا در این مراسم پربار شرکت کردند و در قسمت جنبی مراسم، نمایشگاهی از فعالیت های بین نسلی که در مرکز رنگین کمان سپید با عنوان " باهم " که به ارتباط مادربزرگ ، پدربزرگ با نوه احتصاص دارد بر پا کردند.

جا دارد که ضمن تبریک این تاسیس تاثیر گذار در فرهنگ جامعه، از اینکه شورا به نهادهای مرتبط توجه دارد قدردانی و تشکر کنیم.

این موقعیت باعث ارتباطات بیشتر بین مراکز و همفکری و تعامل آنها می شود.

غرفه‌ی "رنگین کمان سپید" در جشنواره‌ی میراث فرهنگی ناملموس

اینجا غرفه‌ی "رنگین کمان سپید" است در جشنواره‌ی میراث فرهنگی ناملموس، که در میان ده‌‌ها غرفه‌ی دیگر، ناپیدا و پنهان و بی ادعا درهای خود را گشوده است.

به اینجا که می‌رسید "نرم و آهسته قدم بردارید" مبادا که بر پیکر نازنینش گرد و غباری بنشیند. در اینجا مادربزرگ‌ها -پاک و سفیدپوش- گرد درخت زندگی نشسته اند و با نخ‌های رنگی آن را می‌بافند و با زمزه‌ی لالائی جویباری در فضا جاری می‌کنند همانطور که کودک را در مسیر رشد و بالندگی اش بر دامان آنها می‌نشانیم تا با نخ‌های ناپیدای قصّه‌ها و لالائی دلش نرم شود و با نخ‌های رنگی پیدا تنش گرم شود،

اکنون نیز با هر دانه که می‌بافند ترانه‌ی لالائی را زیر لب زمزمه می‌کنند:

          بخواب ای کودک نازم                              به روی سینه ی بازم

         بخواب ای طفل نوخیزم                               نهال فصل پائیزم

اینجا جائی است که چشم‌ها از سادگی و بی پیرایه‌گی‌ اش خیره می‌شود و ترانه‌های فراموش شده بر لب‌هایتان جاری می شود، بیائید بنشینید و دمی با آنها همنوا شوید و دل را به احساس ناپیدائی بسپارید که بسیار دل انگیز است.

مرکز روزانه رنگین کمان سپید در اجلاس و جشنواره بین المللی فرهنگ ناملموس

 

شهرداری اصفهان میزبان اجلاس و جشنواره بین المللی فرهنگ ناملموس از تاریخ 17 تا 19 مهر ماه می باشد.

غرفه مرکز روزانه رنگین کمان سپید جنب غرفه های مرکز فنی و حرفه ای  و  اتاق بازرگانی در باغ غدیرواقع شده است. 

 

بافتن درخت زندگی

هفت مادربزرگ کنار هم نشسته اند و مشغول بافتن پشم های رنگین به دور درختی خشک هستند. آنها می بافند و می بافند تا به کمک هنر دست خویش درخت را زندگی  دوباره بخشند.

بافتن در فرهنگ بشری قدمتی کهن دارد. استفاده از بافت در ایران به شکلهای بسیار متنوعی مورد استفاده قرار می گرفته و می گیرد: گلیم بافی- جاجیم بافی- پارچه بافی- عبابافی، توربافی و ... (که در ابتدا کاری اساسا متعلق به زنان بوده است.)

 عمل بافتن غالبا با پوشاندن و محافظت کردن مرتبط است و خاصیت گرمابخشی دارد و دور هم نشستن،  بافتن و در عین حال گفت و گو کردن یکی از ویژگیهای این هنر است.

اما متاسفانه با صنعتی شدن نساجی و بافت انواع پارچه کم کم ضرورت بافتهای سنتی از بین رفته و در حال فراموش شدن است و دیگر سمبل مادربزرگ ، بافتنی  بافتن دور همی نیست.

درخت زندگی نماد و مفهومی بسیار کهن است و در ایران سابقه چندین هزارساله دارد که با  سایر فرهنگهای دنیا نقاط مشترک بسیاری دارد.

درخت زندگی در بین النهرین و ایران بیشتر به صورت سرو یا نخل به کار می رود که درختهایی نمادین برای جاودانگی و زندگی هستند.

لالایی خوانی ، پیوند میان همه ی مادران جهان است.

در واقع نخستین مادر جهان نخستین قصه گو و شاعر کودک بوده است .

لالایی ها سینه به سینه و دهان به دهان گشته و چون رودخانه ای پر زمزمه و شادی بخش به هر جایی که رسیده کودکی را سیراب کرده و با خلاقیت هر مادری چیزی بر آن افزوده شده است.

ویژگی منحصر به فرد لالایی، پیوند نا گسستنی آن با طبیعت و زندگی مادران است.

هیچ مادری لالایی را از روی نوشته نمی خواند و همه ی مادران بی آنکه بدانند از کجا و چگونه ، آن را می دانند. مادران به وسیله ی لالایی با کودک خود حرف می زنند واز آرزوهایشان برایش می گویند.

لالایی ها ی مادرانه ی اقوام مختلف ، جزیی از "ادبیات شفاهی" جهان را تشکیل می دهند و عمر ادبیات شفاهی ایران، مانند سایر نقاط جهان به همان زمان ناشناخته ای که نخستین مادر برای نخستین فرزند خود لالایی گفت، برمی گردد.

بافت درخت زندگی اجرایی است توسط مادربزرگهای مرکز رنگین کمان سپید که تلفیقی میان باورها، اساطیر با بافتهای سنتی در صنایع دستی زنان و هنر معاصر می باشد.

 مادربزرگها دوباره کنار هم نشسته اند و با هنر دست خود بافتهایی را که به سمت فراموش می روند چون لباسی گرم بر درخت خشک و لختی می پوشانند تا به آن  زندگی دوباره بخشند .

لالایی هایی را نجوا می کنند چون اولین آواهای دوستانه و عاشقانه میان مادر و کودک ، میان انسان و طبیعت، میان انسان و هستی، تجدید عهدی برای زندگی و زنده نگاه داشتن.

 

“Weaving the life tree”

“Lullaby “

درخت دوستی

سه روز، در کنار دوستان، در کنار طبیعت، میان درختان پارک، با نوازش نسیم پاییزی، دورهم نشستیم و به بافندگی پرداختیم.

درختی را با بافتهای کوچک پوشاندیم، لباس بر تنش کردیم.

مانند لباسهایی که در طی سالیان زندگی، بر تن بچه هایمان بافتیم و پوشاندیم.

این لباس، تکه تکه های کوچکی بود که دوستان، چند دقیقه ای در کنارمان نشستند و بافتند و ... حالا همان تکه های کوچک، لباسی شده است، یکپارچه، برقامت درختان.

قطره قطره جمع گردد... هیچ فکر نمی کردیم که چند دقیقه بافتنی کردن، بتواند این درخت را بپوشاند! این درخت نشانه ی بستگی و دوستی ماست.

در اصل این هنر دست زنان ماست که بر طبیعت اثر می گذارد و باز این هنر دست زنان است که محافظت می کند.

قبلا نیز چنین کارهایی می کردیم. پوشش هایی درست می کردیم برای اشیاء منزل، که آنها را از گرد و خاک و آسیب و ضربه محفوظ کند.

یادتان می آید؟ روی جعبه دستمال کاغذی، روی پلوپز، روی چرخ خیاطی، روی تلفن، روی تلویزیون و ...

و امروز با پوشش های کوچک خود اعلام می کنیم که:

ای درخت

دوستت داریم. محافظتت می کنیم. مراقبت هستیم.

ای طبیعت

هنر ما، دست بافته های ما، پیشکش تو، در جهت حفظ تو برای تو و دوستار توست.

پس تو نیز ای درخت، یادگاری های ما را به جان بپذیر و آنها را نگهداری کن. چون پشت هر قطعه از این بافتها، سالها تجربه، خاطره، تلاش و ذوق هنری نهفته است.

هر تکه کوچک بافتنی، داستانی بس مفصل درخود دارد و یادآور خاطرات شیرین و تلخ زیادی است.

درخت ما،

       نماد همکاری گروهی

                           دوستی

                                  محافظت از طبیعت

                                         و اثرگذاری هنر زنان بر محیط است.

نویسنده مطلب : سرکار خانم رجبیان

یکی از اعضاء فعال مرکز روزانه رنگین کمان سپید

9 مهر روز جهانی سالمند گرامی باد

9 مهر روز جهانی سالمند گرامی باد

 

مرکز روزانه رنگین کمان سپید 6 ، 7 ، 8 مهر در کنار خانه هنرمندان این روز جهانی را جشن گرفت. 

 

با هم در پارک ورزش کردیم واز شادابی هوای خنک پاییزی وجودمان را لبریز کردیم.

 

 

از شهرمان گفتیم و خاطراتی که از محله ها و کوچه پس کوچه هایش داشتیم.

خاطرات مشترک ما را به هم پیوند داد و به هم دلبسته مان کرد.

 

لذت دردست گرفتن قلمو و ترکیب کردن رنگ ها را چشیدیم و از شگفتی آنچه خلق کردیم، به وجد آمدیم. 

 

آن روز که برای اولین بار جرات کردیم قدم به کلاس زبان بگذاریم باورمان نمی شد که امروز اینقدر راحت در پارکی گردهم بشینیم و زیر نگاه دیگران، جملات و کلمات انگلیسی را برزبان آوریم. از اشتباه کردن نترسیم و بارها و بارها تکرار کنیم تا کلمات در ذهنمان ماندگار شوند و روان تر بر زبان آیند.  

 

و چه لذتی داشت جمع خوانی، گوش تیز کردن برای شنیدن داستانی، با هم درباره آن گفتن و شنیدن.

کاری که مدت ها بود تجربه اش نکرده بودیم و شیرینی اش را از یاد برده بودیم.

 

گردهم نشستیم و دوباره دستانمان را با میل و کامواهای رنگارنگ آموخته کردیم. ما این بار بافته هایمان را بر تن درختی پوشانیدیم تا هنر دستمان محافظ طبیعتمان شود و آن را از ناملایمت ها حفظ کند.

 

بازی گوشانه حروف را کنار هم چیدیم و لذت آفریدن کلمات و جملات را تجربه کردیم.

 

در این جشن نوه ها هم همراه مان بودند تا بار دیگر این ارتباط شیرین را مزمزه کنیم و برای هزارمین بار از این دوست داشتن لبریز شویم و در تجربه ای جدید حامی هم باشیم.

دستانمان به هم قوت دهند و چشمانمان انرژی حرکت و تجربه کردن چیزهای جدید را در وجود دیگری بدمد. 

مرکز روزانه رنگین کمان سپید برگزار می کند: " فردایی برای همه "

روز جهانی سالمند را گرامی می داریم

 

مرکز روزانه رنگین کمان سپید برگزار می کند:

فردایی برای همه

 

 

زمان 6 و 7 و 8 مهر ماه 1393

در دو نوبت : 

صبح ها 9 تا 12

عصر ها 16:30 تا 18:30

مکان: خیابان آبشار اول - خانه هنرمندان

 

برنامه ها :

کارگاه های متنوع و لحظات خوش

برای مادربزرگ ها، پدربزرگ ها و نوه  ها

مصاحبه خبرگزاری ايسناي منطقه اصفهان با مدیران مرکز روزانه رنگین کمان سپید با عنوان "خانه‌ای رنگین کمانی برای مو سپیدها "

مصاحبه  خبرنگار ايسناي منطقه اصفهان، سرکار خانم ليلا شهبازيان با مدیران مرکز روزانه رنگین کمان سپید

در ادامه متن کامل گزارش که در سایت ایسنای اصفهان به لینک زیر درج شده است، قرار داده شده است. 

لینک اصلی خبر در سایت ایسنای اصفهان

 

متن اصلی خبر:

خانه‌ای رنگین کمانی برای مو سپیدها 

زنگ آخر است، آن‌هایی که کلاسشان تمام شده در حال خداحافظی از همکلاسی‌ها و کارکنان مرکز از پله‌ها پایین می‌آیند و خوشحال و لبخندزنان راهی خانه هایشان می‌شوند. کلاس یوگا برپاست و مربی و شاگردان در حال انجام حرکات ورزشي هستند. در کلاس را که باز می‌کنی شور، شادی و سفیدی به سویت هجوم می‌آورد. در کلاس زبان هم علاقه و شور یادگیری در چشمان شاگردان موج می‌زند.

اینجا یک آموزشگاه یا مرکزی فرهنگی و هنری که شاگردان آن دختران نوجوان و جوان باشند نیست؛ اینجا «مرکز رنگین کمان سپید»، نخستین مرکز روزانه آموزشی، توانبخشی ویژه میانسالان و سالمندان است که بانوان میانسال و سالمند در آن کار با کامبیوتر و اینترنت را می‌آموزند، در کلاس زبان، یوگا، نقاشی، عکاسی، ادبیات و ... شرکت می‌کنند و برنامه‌های گردشگری مرکز را از دست نمی‌دهند.

اینجا خبری از افسردگی که در کوچه پس کوچه‌ها و خیابان‌های شهر جولان می‌دهد نیست، اینجا رنگ می‌یبنی و شادی و امید. کافیست ساعتی را در این خانه بگذرانی تا آنقدر انرژی به سویت سرازیر شود که حیرت کنی و تا چند روز این همه نیرو را با خود به این طرف و آن طرف ببری.

«رنگین کمان سپید» را نیلوفر و مرجان هرندی زاده که عشق و احترام به سالمندان در کلام، نگاه و رفتارشان نشسته با همراهي مادرشان نفيسه نفيسي در بهمن 80 تاسیس کردند و این مرکز از سال 1384 تاکنون با مجوز رسمی از سازمان بهزیستی کشوربا برنامه‌ها و فعالیت‌های فرهنگی، ادبی، هنری و گردشگری خودپذیرای میانسالان و سالمندان است.

«رنگین کمان سپید» همچنین در سال 1390 موفق به اخذ گواهینامه مدیریت کیفیت ISO9001/2008   شده و در سال 1391 نیز جایزه نهاد مروج علم از انجمن ترویج علم ایران را دریافت کرده است.

نیلوفر 53 ساله، مدیر مرکز و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی است. مرجان نیز 51 سال دارد، او که پرستار بود و چند سالی را در دانشگاه تدریس کرد سال‌هاست که در رنگین کمان سبپد فعالیت می‌کند.

 آنچه در زير مي خوانيد گفت‌وگوی خبرنگار ايسنا-منطقه اصفهان با این دو خواهر است:

چه شد که تصمیم گرفتید «مرکز رنگین کمان سپید» را تاسیس کنید؟

نیلوفر: پدربزرگم که از پزشکان سرشناس اصفهان بود و شخصیت علمی و مذهبی قابل توجهی داشت تاثیری زیادی بر زندگی من و خواهرم گذاشت. دوران بازنشستگی او ما را به این فکر انداخت که به هر حال همه مردم روزی به این دوره می‌رسند، چرا به جای خانه نشینی در این سن و سال، افراد نباید یک دوره پویا را پشت سربگذارند. ما معتقد بودیم این وظیفه جامعه است که مراکزی را ایجاد کند که افراد مسن بتوانند دوران سالمندی نه تنها سالم، بلکه پویایی داشته باشند و چه بسا توانایی‌هایی را که تاکنون در آن‌ها کشف نشده، بشناسند. این مسائل باعث شد تا من و خواهرم «رنگین کمان سپید» را تاسیس کنیم؛ جاییکه افراد بتوانند از دوره بازنشستگی خود به آن بیایند و به فعالیت‌هایی بپردازند که در درجه نخست در رابطه با توانایی‌هایشان باشد و بتوانیم آن توانایی‌ها را بشناسیم و رشد دهیم.

با توجه به تجربه چندین ساله‌تان در ارتباط با سالمندان فکر می‌کنید وجود و افرایش چنین مراکزی چقدر ضرورت دارد؟

نیلوفر: نیاز زیادی به ایجاد هرچه بیشتر این مراکز در جامعه احساس می‌شود به ویژه که باید در هر محله چنین مکان‌هایی تاسیس شود تا مسئله رفت و آمد که برای بسیاری از سالمندان ما مشکل بزرگی است، حل شود.

مرجان: دو روز در هفته ما میزبان افرادي هستیم که تحت پوشش بهزیستی هستند. بیشتر آن‌ها کسانی هستند که فرزندان کم توان ذهنی دارند و واقعا از نظر جسمی و روحی نیاز دارند که به این مرکز بیایند. نیاز دارند تا دوباره به آن‌ها اعتماد به نفس داده شود. این قسمت از کارمان هم بسیار زیباست، بهزیستی در این زمینه به ما کمک می‌کند و به اصطلاح یارانه می‌دهد و ما از این جهت ممنونیم اما این کمک‌ها لازم است اما کافی نیست.

فعالیت‌ها و برنامه‌های « مرکز رنگین کمان سپید» برای سالمندان چیست؟

نیلوفر: ما در بخشی از فعالیت‌هایمان روی جسم افراد کار می‌کنیم، یوگا و حرکات اصلاحی از جمله این فعالیت‌هاست. روی برنامه‌های هنری هم به خاطر تخلیه‌هایی که از نظر روحی و روانی دارند تاکید زیادی داریم. نقاشی، خلاقیت‌های هنری، عروسک سازی و قلاب بافی از جمله کلاس‌های هنری ما هستند که روی همه این هنرها به شکل جدیدی کار می‌کنیم. کلاس‌های زبان و کامپیوتر هم برگزار می‌کنیم، برنامه‌های گردشگری نیز داریم. بخش ادبیات مان هم فعال است، تاکنون چند ادبیات نما که تلفیقی از ادبیات و نمایش است به روی صحنه برده‌ایم.

بعد از مدتی آمدن به این مرکز و استفاده از برنامه‌های آن چه تغییراتی در خانم‌های سالمند ایجاد می‌شود؟

مرجان: یکی از خانم‌هایی که به مرکز ما می آید در عرض یک سال برادر، شوهر و پسرجوانش را از دست داد. هر چند یک سال از این اتفاقات تلخ گذشته بود که او به اینجا آمد اما تا شش ماه بعد از آن هم هر وقت به «رنگین کمان سپید» می‌آمد اشک می‌ریخت. رفته رفته تخلیه شد و در برنامه‌ها شرکت کرد. دیروز که به خاطر غیبتش در یکی از کلاس‌ها به او زنگ زدم گفت که اگر به کلاس‌های رنگین کمان نمی‌آمد حالا در بیمارستان بیماران روان بستری بود.

روزهای نخستی که می‌خواستید «رنگین کمان سپید» را تاسیس کنید را به خاطر دارید؟

نیلوفر: سال 80 که می‌خواستیم شروع به کار کنیم خیلی‌ها به ما می‌خندیدند و می‌گفتند که مگر می‌شود یک صبح تا ظهر افراد سالمند را اینجا نگه داشت! نگاه‌شان به یک جای شبانه روزی بود و معتقد بودند که افراد با این سن و سال توانایی یادگیری ندارند. همین الان هم کم نیستند آن‌هایی که همچنان این تفکر را دارند. مثلا وقتی می‌گوییم خانم‌های سالمند دارند زبان یاد می‌گیرند با تعجب می‌گویند: سالمند و زبان!

چرا فقط خانم‌ها در کلاس‌های شما شرکت می‌کنند؟ جای آقایان خالی است.

نیلوفر: آقایان پارک‌ها را دارند و می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند؛ بروند آنجا و شطرنج بازی کنند و دوستان و هم سن و سالان خود را ببینند اما انجام آن برای خانم‌ها دشوارتر است. به علاوه زنان زودتر و بیشتر از مردان جذب مراکزی مثل رنگین کمان می‌شوند، البته ما  فکر می‌کنیم رفته رفته آقایان هم جذب مرکز ‌شوند.

بیشتر خود سالمندان برای ثبت نام در کلاس‌ها می‌آیند یا فرزندان شان آن‌ها را ثبت نام می‌کنند؟

نیلوفر: هر دو شکل را داریم؛ برخی از سالمندان خودشان برای ثبت نام می‌آیند و در مورد بعضی نیز فرزندان شان می‌آیند و مادران خود را ثبت نام می‌کنند.

چرا نام «رنگین کمان سپید» را برای مرکزتان انتخاب کردید؟

نیلوفر: من و خواهرم معتقدیم که خانم‌های سپید مو با وجود اینکه دارند رو به سپیدی می‌دهند اما درون شان پر از رنگ است و ما می‌خواهیم در مرکزمان این رنگ‌ها را بیرون بکشیم. در عین حال که ما باید این رنگ‌ها را کشف کنیم تا به یک سپیدی و یکرنگی و صلح با جهان برسند در درجه اول این سپیدمویان باید با خودشان به هماهنگی و صلح برسند و بعد با جهان. دلیل دیگر نامگذاری مرکز به «رنگین کمان سپید» این است که ما دلمان می‌خواهد بین مادربزرگ‌ها و نوه‌‌ها ارتباط برقرار کنیم، ارتباطی که این روزها کمرنگ‌تر شده، مادربزرگ‌ها آن سپیدی هستند و نوه‌ها رنگین کمان.

گویا ساختمان مرکز قرار است منتقل شود. مکان جدید کجاست؟
 
نیلوفر: ما چندین سال است که به فکر ساختمان جدید هستیم. برای چنین مرکزی مکان خیلی مهم است، اصلا خود مکان باید به گونه‌ای باشد که پذیرنده افراد باشد؛ داشتن حیاطی دلباز که فضای سبز کافی و جای نشستن داشته باشد. در این دوازده سالی که کار می‌کنیم این شرایط را نداشتیم و دلمان می‌خواست زودتر از این می‌توانستیم چنین مکانی داشته باشیم اما متاسفانه نشد. مکان جدید در شرق اصفهان در منطقه چیریان واقع شده، کلنگ ساخت آن نیز 19 خرداد امسال توسط دکتر سعید صادقی، مدیرکل بهریستی استان اصفهان به زمین زده شد.

خیرین نسبت به گذشته، بیشتر جذب کمک در ساخت و راه انداری مراکز فرهنگی شده‌اند، شما چقدر با خیرین در این زمینه ارتباط برقرار کرده‌اید؟

نيلوفر: جا دارد به خیرین محترمی که دلشان می‌خواهد پولشان را در جای خوبی صرف کنند بگوییم که کمک به ساخت مراکز فرهنگی برای سالمندان کاری واقعا خیر است. در زمینه ساخت چنین مراکزی باید همکاری خوبی بین مراکز غیر دولتی و مراکز دولتی و خیرین ایجاد شود. من نمی‌دانم چقدر می‌توانیم روی کمک‌های بهزیستی حساب کنیم اما دلمان می‌خواهد توجه خیرین را هم جلب کنیم، در این زمینه هم داریم تلاشمی کنیم تا فعالیت مان را به آن‌ها بشناسانیم تا بدانند که ما چه کاری انجام می‌دهیم. البته زمین مرکز جدید در چیریان را نیز یک فرد خیر به «رنگین کمان سپید» اهدا کرده است.

بنابر گزارشات و آمارهای جمعیتی، جمعیت سالمند کشور رو به افزایش است. آیا باید به این جمعیت تنها زمانی که به این سن و سال رسیدند توجه کرد؟

نیلوفر: در مرکزمان معتقدیم که قبل از ورود به سالمندی باید برای این دوره آماده شد در واقع همان مسئله مهم پیشگیری بهتر از درمان است مطرح می‌شود. باید از 40 سال به بالا افراد برای ورود به سالمندی آماده شوند و از توانایی‌هایی که دارند و هنوز از بین نرفته استفاده کنند و تا زمانی که فرد درگیر مسائل مشخص پیری نشده بتواند مدام این دوره را به عقب بیندازد.

از کدام کلاس‌ها بیشتر استقبال شده است؟

نيلوفر: از کلاس‌های زبان خیلی استقبال می‌شود، شاید به خاطر نیاز شدیدی که مردم به کلاس‌هایی چون کامپیوتر و زبان دارند استقبال زیادی از آن‌ها می‌شود، ارتباط با دنیای بیرون و دنیای جوان‌ها از دلایل مهمی است که سالمندان جذب این کلاس ها می‌شوند. از کلاس یوگا هم استقبال زیادی شده است. برنامه‌های گردشگریمان هم بسیار مورد توجه قرار گرفته و استقبال بسیار زیادی از آن‌ها شده است. رویکرد ما به گردشگری این بوده که برنامه‌های دیگر را نیز در آن بگنجانیم، مثلا یوگا، نقاشی و ادبیات را با برنامه گردشگری همراه می‌کنیم.

بعد از گذشت دوازده سال از فعالیت «مرکز رنگین کمان سپید» شما از گسترش فعالیت‌ها و برنامه‌هایتان می‌گویید، این انگیزه چگونه مانده و هر روز بیشتر می‌شود؟

نیلوفر: در شروع چنین کارهایی باید کمی بی گدار به آب زد یعنی خیلی نمی‌شود به آن منطقی و با حساب دو دو تا چهار تا نگاه کرد. این عشق است که می‌تواند شما را پیش ببرد و باید تا آخر وجود داشته باشد. به هر حال ما نیز خانه و زندگی داریم و از همان ابتدا می‌دانستیم که برای انجام این کار باید همه چیز را تحت الشعاع قرار دهیم به ویژه که هیچ پولی هم در آن نیست.

مرجان: همان برق نگاه خانمی که می‌گوید اگر اینجا نبودم الان در بیمارستان روانی بستری بودم خیلی در ماندن و بیشتر شدن انگیزه ما تاثیر دارد. سال‌ها به نسل من در خانواده و جامعه یاد دادند که به بزرگ‌تر از خودمان احترام بگذاریم. این طرز تفکر که بخشی از آن اکتسابی بوده و لذتی که این کار به ما داده در ماندن و ادامه کارمان تاثیر دارد. ما به سالمندان مرکزمان می‌گوییم شما گنج‌های ما هستید؛ گنجینه‌های دانایی. باید کنارشان نشست و با آن‌ها حرف زد و از داشته‌ها و نداشته‌هایشان استفاده کرد. حیف است که این ریشه‌ها را از دست بدهیم. اما چیزی که متاسفانه این روزها دیده می‌شود این است که به ازای اینکه بچه‌ها باید به حق خودشان برسند یا اعتماد به نفس شان را افزایش دهیم احترام به بزرگترها دیگر پاک شده و جایی ندارد. باید از همان کودکی به بچه‌ها احترام به بزرگ‌تر را آموخت و از این ریشه‌ها که پر از تجربه هستند استفاده کرد.

به نظر می‌رسد که امروزه برای دوره سالمندی و گذران آن هم باید هزینه کرد.

مرجان: یک اتفاق جدیدی در دنیا رخ داده و آن طولانی شدن دوره سالمندی است. تا همین چند سال پیش وقتی فرد به سن 60 سالگی می‌رسید و کارش را کنار می گذاشت 5 تا 6 سال بعد از آن، از دنیا می‌رفت اما حالا عمر افزایش یافته و اگر برنامه‌ای برای دوره طولانی سالمندی نداشته باشیم با شکست مواجه می‌شویم. سالمندان ما نمی‌توانند در خانه بنشینند و منتظر مرگ باشند.

نیلوفر: واقعا نیاز است که مسئولان بودجه‌ای را برای دوره سالمندی اختصاص دهند و نیز برای این دوره برنامه ریزی داشته باشند. خانم‌هایی که به مرکز ما می‌آیند اکثرا درآمدشان از شوهرشان است و نمی‌توانند به راحتی برای خودشان هزینه کنند، آن‌هایی نیز که بازنشسته شده‌اند و از جیب خودشان هزینه می‌کنند نیز مخارج دیگر و نیز هزینه‌های خاص این سن چون هزینه بیماری و ... دارند بنابراین به راحتی نمی‌توانند بودجه‌ای برای کلاس‌ها و برنامه‌هایی که در مرکز ما ارائه می‌شود بگذارند. اگردولت بودجه‌ای برای مراکزی که در زمینه ارائه خدمات فرهنگی، هنری و آموزشی به سالمندان فعال هستند اختصاص بدهد جمعیت بیشتری از این گروه جذب می‌شوند تا خودشان و جامعه از مزایای این پویایی بهره‌مند شوند. در گذشته خانواده‌ها برای هزینه کردن برای کلاس بچه‌ها مقاومت می‌کردند، مثلا می‌گفتند پول بدهیم که بروند کلاس فوتبال، خوب توی کوچه بازی کنند. اما حالا دیگر این هزینه‌ها عادی و چه بسا لازم شده است، بنابران پدر و مادرها بزرگ‌ترین هزینه‌ها را برای فرزندان‌شان می‌کنند اما مسئله هزینه برای سالمندان که پیش می‌آید مقاومت‌ها و مشکلاتی پیش می‌آید، البته به نظر می‌رسد به مرور زمان خانواده‌ها با این مسئله هم راحت تر کنار می‌آیند.

گفت‌وگو: از ليلا شهبازيان- خبرنگار ايسناي منطقه اصفهان

تجربه ی قصه نویسی نوه ها و مادربزرگ ها در کارگاه 4 جلسه ای " با هم " مرکز روزانه رنگین کمان سپید

در راستای برنامه های " ارتباط میان نسلی" رنگین کمان سپید، در آغاز تابستان، این مرکز کارگاهی در فضای باز،  با هدف ارتباط میان نوه ها، مادربزرگ ها و طبیعت برگزار نمود و یکی از برنامه های خلاق این کارگاه 4 روزه،  نوشتن قصه توسط نوه ها و مادربزرگ ها بود.

قصه ها در این کارگاه هر بار با یک "حس"  آغاز می شدند.

یکبار با حسی که نوه و مادربزرگ از بودن با هم داشتند و روزی با حسی که از لمس کردن عناصری از طبیعت با چشمان بسته می کردند، حسی که نرمی برگ و زبری چوب،  سنگینی سنگ و سبکی صدف در دستانشان از خود به جای می گذاشت و هر حس برای مادربزرگ ها خاطره ای و برای نوه ها تخیلی را بیدار می کرد که آن را با جمع در میان می گذاشتند.

سپس نوه ها و مادربزرگ ها در "دفتر کار"ی که مرکز همراه هر زوج کرده بود، کلماتی را که آن حس به یادشان می آورد ، ثبت می کردند و پس از آن این کلمات جدا جدا که چون بارش ای از باران بر صفحات دفتر نشسته بودند به هم می پیوستند و قصه ای واقعی یا تخیلی را می ساختند .

قصه ای که پاره ای از وجود  نوه و پاره ای از وجود مادربزرگ را در خود داشت.  

معجزه ی قصه نویسی این کارگاه در یاری ای بود که این نوه ها و مادربزرگ ها  بهم می رساندند.

جملات نوه 5 ساله ای به دست مادربزرگ اش دانه به دانه نوشته می شدند و قصه های مادربزرگ کم توانی با سواد نوه ی نو آموخته اش  بر صفحه کاغذ می آمدند. سیالی خیال ذهن نوه ای گیر های ذهنی مادربزرگی  را باز می کرد و صبر مادربزرگ،  هزار راه را  برای جلب نوه اش به  قصه نویسی می پیمود.

و در پایان این قصه ها بودند که چون سنتی کهن توسط مادربزرگ ها و نوه ها، در حلقه ی جمع خوانده می شدند و آغازگر بازی ذهن ها بودند. 

1 , 2 , 3 , 4 ,
 
 

   آدرس: صفهان - جاده آبشار سوم - بلوار اشکاوند - بعد از پل راه آهن - ابتدای چریان - کوچه شهید جمشیدی ( یخچال) - پلاک 898

تلفن : 38583449- 031

موبایل مرکز : 09036005996

تلگرام :https://t.me/mahdesalmand

اینستا :https://www.instagram.com/ranginkamanesepid

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت، متعلق به موسسه رنگین کمان سپید می باشد.